|
بختیار نخست وزیر ایران بود کاملاً کنترل کشور را از دست داده بود اما با این وجود سعی در ایجاد ائتلافی با امام خمینی داشت. آیت الله خمینی هم در جواب هر گونه همکاری با نیروهایی که وی آن هار ا طاغوتی خطاب میکرد مخالفت شدید ورزید و در پی آن از مردم خواست که در خیابانها بمانند. او همچنین از نظامیان درخواست کرد که به نیروهای انقلاب بپیوندند.
در پی این فرمانها بود که نهادهای حکومت پهلوی از هم پاشید و در عین ناباوری همه از جمله نیروهای انقلابی در ۲۲ بهمن سال ۵۷ کنترل اوضاع عملا به دست امام خمینی و طرفدارانش که سالها دوره اختناق شاهنشاهي پهلوي را تحمل کرده بودند افتاد.
سال 1357 ه.ج در حالي آغاز شد كه صداي مهيب انفجار خشم مردم كه از نوزدهم دي ماه 1356 ه . ش در قم آغاز شده بود از تبريز، يزد، جهرم، كازرون، تهران، اصفهان، شيراز، مشهد، رفسنجان، همدان، نجف آباد و ساير شهرهاي ايران به گوش شاه و آمريكا مي رسيد.
امام با آنكه از ايران دور بودند حوادث انقلاب را روز به روز هدايت مي كردند. پيامها و اعلاميه ها و مصاحبه هاي امام پي در پي از نجف مي رسيد و بلافاصله به صورتهاي مختلف اعلاميه و نوار تكثير مي شد و در اختيار مردم قرار مي گرفت. امام، مردم را به سرنگوني رژيم شاه دعوت مي كردند و از توطئه هايي كه ممكن بود انقلاب را به انحراف بكشاند، آگاه مي ساختند روز عيد فطر مردم در بسياري از شهرهاي ايران پس از نماز باشكوه عيد عليه رژيم تظاهرات كردند. در اين ميان با شكوه تر از همه، تظاهرات عظيم ميليوني مردم تهران بود كه از صبح تا ساعت 4 بعد از ظهر ادامه داشت و از نظر اكثريت جمعيت و وحدت كلمه مردم و مخالفت صريح با شاه تا آن زمان بي نظير بود و رژيم را به شدت وحشت زده كرد.
روز پنجشنبه 16 شهريور شاهد حضور يكپارچه زنان مسلمان بوديم كه با پوشش اسلامي و شعارهاي پر شور و كوبنده خود شكوه و معناي خاصي به تظاهرات داده بودند. حضور زنان در راهپيمايي نشانه آن بود كه رژيم شاه در همه كوششهايي كه براي جدا ساختن آنان از دين و روحانيت كرده بود شكست خورده و از جمله شعارهاي مردم در اين تظاهرات شعار «استقلال آزاداي جمهوري اسلامي» و «الله اكبر خميني رهبر» بود. مردم هنگام عبور از كنار كاميون هاي ارتشي به سوي آنها گل پرتاب مي كردند و فرياد مي زدند:
«برادر ارتشي چرا برادر كشي» اين شعار، رژيم را كه مي خواست از ارتش براي سركوبي ملت استفاده كند سخت عصباني مي كرد.
در راهپيمايي روز پنجشنبه 16 شهريور مردم اعلام كردند كه فردا صبح دوباره از ميدان شهدا حركت خواهند كرد. در نخستين ساعات صبح روز جمعه هفدهم شهريور راديو اعلاميه دولت را كه خبر از برقراري حكومت نظامي در تهران و يازده شهر ديگر ايران مي داد ، با لحني تهديد آميز به تكرار ، قرائت كرد و از مردم خواست كه در خيابانها و معابر اجتماع نكنند و به خانه هاي خود بازگردند ، اما مردم تهران در آن روز در برابر گلوله هاي دژخيمان ايستادند و فرياد الله اكبر خميني رهبر و مرگ بر شاه سردادند.
مزدوران شاه زنان و مردان مسلمان و دلير را به گلوله بستند. هيچ كس به درستي نمي داند كه در آن روز چند هزار نفر از مردم تهران به شهادت رسيدند آنقدر مسلم بود كه از صبح تا عصر محلات جنوبي تهران پر از كاميونهاي نيروهاي مسلح شاه و آكنده از صداي رگبار تير و آمبولانسها بود. و بيمارستانها نيز مملو از شهيدان و مجروحان. تعداد زيادي از زنان و دختران جوان نيز درميان شهيدان وجود داشتند و چادرهاي سياهشان به خون پيكرشان آغشته بود.
هفده شهريور، روز تجلي ايمان و اراده ملت و روز حماسه و فداكاري و روز افتخار اسلام و مسلمين شد و به صورت نقطه عطفي در تاريخ انقلاب درآمد.
ماه محرم نزديك بود و همه ميدانستند كه با طلوع اين ماه خيزش و جهش جديدي در انقلاب پيدا خواهد شد. امام خميني چكيده فرهنگ اسلامي و جامعه شناس واقعي جامعه ايران بودند، ظرفيت انقلاب محرم را خوب ميشناختند. اين بود كه چند روز قبل از ماه محرم با پيامي فصيح كه از آن عطر كلام حق به مشام ميرسيد، دلها را متوجه كربلاي حسيني كردند و فرمودند:
با حلول ماه محرم ماه حماسه و شجاعت و فداكاري آغاز شد. ماهي كه خون بر شمشير پيروز شد.
ماهي كه قدرت حق، باطل را تا ابد محكوم و داغ باطله را بر جبهه ستمكاران و حكومتهاي شيطاني زد.
ماهي كه به نسلها در طول تاريخ راه پيروزي خون بر سر نيزه را اموخت. ماهي كه شكست
ابرقدرتها را در مقابل كلمه حق به ثبت رساند.
ماهي كه امام مسلمين راه مبارزه با ستمكاران را به ما آموخت.
نهضت امام خميني از آغاز متكي و مبتني بر نهضت امام حسين عليه السلام بود. واقعه 15 خرداد سال 1342 هجري شمسي درماه محرم و دو روز پس از عاشورا واقع شده بود. اين بار هم تاسوعا و عاشوراي ديگري پس از 15سال فرا رسيده و ملت آماده بود تا با شعار كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا- حماسه عاشورا را بار ديگر در برابر يزيد زمان تكرار كند.
انقلاب اسلامي ايران در بيست و دوم بهمن ماه هزار و سيصد و پنجاه و هفت به پيروزي رسيد و مردم انقلابي، اداره حكومت كشور را به دست گرفتند. پس از پيروزي انقلاب، ايران از نظر اوضاع و احوال داخلي عرصه حوادث تاريخي و مهم بي شمار و از نظر مسائل بين المللي كانون توجه سياستمداران و عموم مردم جهان شد اين انقلاب نهضت مستقلي بود و با تأثيري كه بر مستضعفان و مخصوصاً مسلمانان جهان بجا نهاده بود كاخهاي مستكبران را به لرزه افكنده بود.
به همين جهت از آغاز، آماج دشمني و توطئه ابرقدرتها شد. در سالهاي پس از پيروزي انقلاب كميت و كيفيت حوادث كشور به اندازه اي فراوان و مهم بوده است كه سالهاي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و حتي سال 1357 در مقايسه با آن بسيار آرام و كم حادثه است.
|