آمار بازدید کنندگان

امروز111
دیروز343
کل بازدیدها93459
داستان کوتاه-مسیر اشتباه مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

alt

روزی، همراه با دوستی در صحرا قدم می زديم كه چيزی را ديديم که در افق می درخشد. هر چند راهمان سمت ديگر بود، اما مسيرمان را عوض كرديم تا ببينيم آن درخشش از چيست.

به زحمت و مدت زيادی، در زير آفتابی كه مدام گرمتر می شد، راه رفتيم و تنها هنگامی كه به آن رسيديم، فهميديم چيست.

يك بطری خالی!!

خسته و عصبی قصد بازگشت كرديم، ولی چون هم توان نداشتيم و هم صحرا بسيار گرمتر شده بود، تصميم گرفتيم قيد مسير اولمان را بزنيم.

با خودم فكر كردم:  در طول زندگی چند بار به خاطر درخششی كاذب در راه ديگر، از پيمودن راه خود بازمانده ايم ؟!!!...

 

پائولو كوئيلو

 
. نظر شما پس از تایید نمایش داده میشود.
لطفا نظر خود را فقط در رابطه با مطلب بالا ارایه دهید .