آمار بازدید کنندگان

امروز137
دیروز343
کل بازدیدها93485
ترویج عرفان های کاذب و تخریب سبک زندگی(خواندنی) مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

altروز ششم محرم امسال، شبکه یک برای چندمین بار اقدام به پخش فیلمی با عنوان "ندای درون" کرد. این فیلم، زندگی‏نامه یکی از مروجین عرفان‎های کاذب(دونالد والش) را به تصویر کشیده و صریحا کتاب وی را به عنوان کتاب زندگی ساز معرفی می‎کند.

پیش‏تر سریالی با عنوان "آشپزباشی" از شبکه اول سیما پخش شد که به تبلیغ یکی از شبه‎عرفان‎های خرافه‏ گونه شرقی "فنگ‎شویی" پرداخت.
مهم‏تر از همه در سریال دیگری با عنوان "پنجره" که از شبکه تهران پخش شد؛ افکار یکی از رهبران معنویت‎های کاذب (پائولو کوئیلیوی برزیلی) تبلیغ می‎شود. پخش این سریال و چنین تبلیغی از یکی از مروجین عرفان‏های کاذب با وجود تاکید رهبری بر مقابله با عرفان‏های بدلی، برای ما بسیار سوال برانگیز بود. محور این سریال، مفهوم "افسانه شخصی" و "گنج درون" کتاب "کیمیاگر" کوئیلیو است. به جرات می‎توان گفت: دو قسمت "اول و دوازده" این سریال، اصلی‎ترین و اثرگذارترین بخش فیلم را به تبلیغ کتاب کیمیاگر اختصاص داده است و در فرازهای متنوعی از فیلم، آموزه‎های کتاب کوئیلیو با کتاب مثنوی مقایسه و یکسان شمرده می‎شود. متاسفانه بارها عین عبارت کوئیلیو که تحقق بخشیدن به افسانه شخصی را تنها ماموریت الهی انسان معرفی می‎کند، در فیلم نشان داده می‎شود و چند ثانیه دوربین بر آن زوم می‎کند.
قسمت دوازدهم فیلم، آبروی روحانیت، دین و حوزه را خرج تبلیغ کیمیاگر می‎کند؛ مشاور مدرسه و طلبه جوان فیلم، اذعان می‎کند؛ با این کتاب زندگی کرده است، سرِ درس فقه، کیمیاگر می‎خوانده و بعد از اهدای این کتاب به استادش، او نیز مرید آن شده است.
اگر از همراهی پائولو کوئیلیو با نظام سلطه و همدلی‎اش با رژیم صهیونیستی بگذریم ـ تا جایی که در اجلاس داووس، شیمون پرز اسرائیلی با شنیدن سخنرانی کوئیلیو در باب معنویت، ذوق زده می‎شود و می‎گوید: «معنویت شما برای صلح دلخواه اسرائیل در خاورمیانه بسیار راهگشاست» ـ دست اندر کاران مجموعه پنجره بدانند؛ افکار کوئیلیو نه فقط متحول کننده نیست، بلکه آسیب‎زا و انحرافی است. اندیشه‎های وی هر چند با شعار معنویت عرضه شده‎ است؛ اما جز تبیلغ جادو و ترویج عرفان یهود (کابالا) و جز به حاشیه راندن خدا در زندگی انسان و دهن‏ کجی به دین و شریعت چیز دیگری نیست. کوئیلیو کسی است که یک کتاب مستقل در باب سکس دارد (کتاب یازده دقیقه) و این عمل را سرآغازی بر عرفان و معنویت معرفی کرده است؛ شخص اول داستان، دختری روسپی است که بدون دست برداشتن از خود فروشی، به مقامی می‎رسد که دیگران نور معنویت را در چهره‎اش می‎بینند. اصلا وی نویسندگی را با مجموعه داستان كمدى سكسى به نام كرينگ‎ها (Kring-ha) آغاز كرده است. وی مدعی است؛ خلق اين آثار، شيوه‎اى براى رسيدن انسان‎ها به آزادى است.

کمتر از یک سال از تاکید

رهبر انقلاب در ضرورت مقابله با عرفان‎های کاذب می‎گذرد؛ در این مدت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، تلاش‎های قابل تقدیری در مواجهه با این بخش پیچیده‏ ی جنگ نرم داشته است. امیدوار بودیم این تاکید، تحولی در نوع و شیوه مقابله ایجاد کند و متولیان حوزه فرهنگ بخصوص مسئولین رسانه ملی را به خیزشی جدی در ایفای نقشی انقلابی و هوشمندانه وا دارد؛ اما گویا رسانه ملی به عمق این آسیب پی نبرده است که هیچ، حتی گاهی خود به ترویج و گسترش این جنبش می‎پردازد.



رویکرد دیگر رسانه ملی، بیان معضلات اجتماعی در قالب سریال‌های تلویزیونی و آموزش سبک زندگی دینی است که البته در نوع خود یک گام مثبت تلقی می‌شود، اما متاسفانه بی‌تدبیری در مدیریت محتوا و عدم نظارت کافی بر محتوای آن‎ها، حسن نیت سازندگان این سریال‌ها را در نظر مخاطبان با تردیدی جدی مواجه ساخته است؛ در نمادپردازی، نشانه‌شناسی و خط تعلیق داستانی این نوع فیلم‎ها، شاهد تضعیف و تخریب نشانه‌ها و نمادهای دینی هستیم. سریال‌هایی که افراد متدین و مذهبی را به‌ عنوان افرادی خشک مغز، متعصب، ظاهربین و ... به تصویر می‌کشند، نتیجه‌ای جز تمسخر دین و سبک زندگی دینی به‌دنبال نخواهند داشت. نمونه بارز آن در جدیدترین سریال شبکه یک سیما تحت عنوان «تا ثریا» به آنتن رفت و نگرانی‌های عمیقی را در میان دلسوزان به دین و انقلاب به‏ وجود آورد.
سوژه‎ای که در فیلم به عنوان مساله محوری انتخاب شده بود بسیار مهم و کلیدی است، اما نکته‎ای که غافل مانده تخریب چادر و تبدیل شدن آن به آلت قتاله در فیلم، تخریب وجهه ازدواج مجدد، عادی سازی روابط دختر و پسر و حتی توجیه آن در سنین دبیرستان از سوی فیلم و مسائل دیگری که باعث تخریب شیوه زندگی دینی می‎شود. این همه مسائلی است که در انبوهی از فیلم‎ها و سریال‎های داخلی به آن پرداخته می‎شود.
به تصویر کشیدن شخصیت‌های مذهبی در قالب افرادی با تحصیلات، طبقه اجتماعی، شغلی و فرهنگ سطح پایین، که در این قبیل داستان‌ها نسبت داده می‌شود، تا چه میزان با واقعیت زندگی مردم هم‌خوان است؟

براستی آیا این سریال

در راستای دغدغه‎های مقام معظم رهبری است که فرمودند: ما اصرار داریم و مقیدیم که در رادیو و تلویزیون، حجاب چادر ترویج شود

 

آیا پوشش چادر در سطح اعلای آن توسط شخصیت متزلزل، دروغ‌گو، ریاکار و خطاکاری چون «ثریا» به ترویج حجاب در تلویزیون کمک می‌کند؟ راستی چرا «ثریا» با آن کلوزآپ‌های بی‌مورد و غیرقابل توجیه به یک چهره ترسناک و غیرقابل تحمل تبدیل شده است؟ چرا بقیه شخصیت‌های داستان مثل او پیچیده و ترسناک نیستند؟

تخریب «چادر» به‌عنوان بارزترین نماد دینی، پرداختن به سوژه کجروی شخصیت‌های مذهبی - که این قبیل سوژه‎ها در رابطه با اشخاص غیر مذهبی در رسانه ملی بسیار نادر است - تنها با انگیزه جذب مخاطب از سوی سازندگان این قبیل سریال‌ها دنبال می‌شود، به چه بها و قیمتی باید در رسانه ملی آن‎هم به مراتب و کرات صورت گیرد؟

تخریب سبک زندگی دینی و معرفی آن با رنج و اندوه، جایگزینی مفاهیم غیر دینی و در برخی موارد ضد دینی به جای مفاهیم معنوی اسلام، تبدیل سرکردگان عرفان‎های کاذب به عنوان الگوهای نسل جوان و آموزش سبک زندگی آمریکایی مواردی است که در این روند مشاهده می‎شود و در نوع خود و با این گستردگی بسیار قابل تامل!



 

 
. نظر شما پس از تایید نمایش داده میشود.
لطفا نظر خود را فقط در رابطه با مطلب بالا ارایه دهید .