|
چرا در شرایط بدر و خیبر هستیم؟ (قسمت اول) |
|
|
|
|
خدای متعال در قرآن به مسلمانانی كه در مواجهه با فضای عملیات روانی دشمن قرار داشتند-دشمنی كه میكوشید مؤمنین را مأیوس كند و آنها را به این باور برساند كه راهی جز تسلیم ندارند و مقاومت یا اقدامات تقابلی یا تهاجمیشان بیاثر است- میفرماید «و اذكُرُوا»؛ بهیاد آورید
كه «إذ أنتُم قلیلٌ» شما كم بودید و اصلاً قدرتی نداشتید و «یتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ»،مشركان شما را مثل دانه از زمین برمیداشتند، زیر پا لگدمال میكردند و اگر بادی میآمد، مانند همان دانهی بیارزش، در هوا این طرف و آن طرف میشدید. به یاد بیاورید كه خداوند متعال شما را زیاد كرد تا اینكه به نیرویی تبدیل شدهاید كه دیگر دشمن روی شما حساب میكند. پس معلوم میشود، مؤمنینی كه كنار رسولالله صلواتاللهعلیهوآله بودند، دوران ضعف بسیار مأیوسكنندهای را سپری كردند كه اگر خدای متعال در معادلهی آن دوران نبود، از بین رفتن آنها حتمی بود.
اوج آن «یتَخَطَّفَكُمُ النَّاس» هنگامی بوده است كه پیامبر اكرم صلواتاللهعلیهوآله در مكه بودند و همان تعداد اندك مؤمنین به ایشان، در اثر اِعمال محدودیتها و تعرضات مشركین، به حبشه مهاجرت كرده بودند. آنهایی هم كه در مكه مانده بودند، یا امكان مهاجرت نداشتند یا به دلایلی مانند عدم تضعیف هستهی دینی حاضر در مكه، صلاح نبود كه مهاجرت كنند. در مكه به دلیل حضور بنیهاشم، مشركین اجازه نمییافتند به شخص پیامبر تعرضی كنند، چون ابوطالب كه ظاهراً به اسلام نگرویده بود، به عنوان رئیس قبیلهی قریش و طایفهی بنیهاشم، با آداب و سنن و تعصبهای قومی از پیامبر صلواتاللهعلیهوآله محافظت میكرد. البته به غیر از این، مشركین میتوانستند سایر محدودیتها را علیه مسلمانان اعمال كنند.
رهبر انقلاب در دیدار با مردم قم شرایط امروز كشورمان را اینچنین توصیف كردند: «یك روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید كه با شِعب ابىطالب و محاصرهى اقتصادى مسلمآنها، آنها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاههاى بد محاسبهگر خیال میكنند ما امروز در شرائط شِعب ابىطالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابىطالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم.
مشركین در این مقطع یك محاصرهی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همهجانبه را علیه مؤمنین طراحی و اجرا كردند. آنها طبق این برنامهی تحریم، تمام ارتباطات مسلمین را قطع كردند. مسلمانان كه حتی از سرپناهی در مقابل گرمای تابستان محروم شدهبودند، تقریباً سه سال از داراییهای خودشان خوردند و امكان فعالیت اقتصادی نداشتند، به گونهای كه در اواخر دوران شِعب ابیطالب، حتی برای بچههایشان هم غذایی یافت نمیشد. مؤمنین در آن سه سال بسیار تكیده و فرسوده شدند؛ تا حدی كه اگر محاصره شكسته نمیشد، تنها یك قدم تا مرگ فاصله داشتند.
البته موضوع این تحریم، تهدید جانی و حذف فیزیكی مسلمانان نبود؛ تنها اعمال فشار اقتصادی شدید و گرسنگی مطرح بود. وضعیت به جایی رسید كه دیگر هیچ كاری از دست پیامبر اكرم صلواتاللهعلیهوآله برنمیآمد. در این وضعیت طبیعتاً جذب مردم به اسلام هم كم شد. یعنی اینهایی كه پیرامون هستند، وقتی میدیدند ورود به اسلام هزینهی خیلی بالایی دارد، خیلی اشتیاق نشان نمیدادند. البته بعضیها هم ممكن بود بگویند كه دیگر رها كنیم و برویم. پس برای یك مكتب، تهدیدی بالاتر از این متصور نیست كه ریزشش بالا برود و رویشش كم شود؛ این یعنی از بین رفتن. بنابراین «یتَخَطَّفَكُم» را به حد اعلا رسانده بودند كه خداوند متعال خودش وارد میدان شد و آن موریانه را مأمور خوردن و از بین بردن نامه كرد.
چرا مشركین حاضر شدند تنها به دلیل از بین رفتن نامه، محاصرهی شعب را پایان دهند؟
در آن زمان آیهای نازل شد و خداوند فرمود «وَ لَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ» در درگیری با اینها سست نشوید، زیرا «إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ» اگر شما در درگیری با آنها درد میكشید، آنها هم مثل شما درد میكشند و البته یك تفاوتی با هم دارید «تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یرْجُونَ»3 شما امیدی به خدا دارید كه آنها ندارند.
در آن وضعیت سخت، یكی از منابع مالی ارزشمند برای مسلمانان، همان تجارت حضرت خدیجه سلاماللهعلیها و اموالش بود. مشركین برای تكمیل محاصرهشان تمام معاملات تجاری حضرت خدیجه سلاماللهعلیها را قطع كردند تا هیچ كس به مسلمین جنس نفروشد. در نتیجه مسلمانان مجبور بودند كه اجناس را به چهار برابر و پنج برابر قیمت بخرند. ضمن اینكه مشركین برای جلوگیری از دادو ستد اجناس كاروآنهای تجاری با مسلمانان داخل شعب، مجبور بودند اجناس را گرانتر بخرند. وقتی اجناس را گران میخریدند، دیگر در مكه كسی خریدار این اجناس گران نبود. در نتیجه طی این سه سال، تراز مالی بسیار بالایی از مكه خارج شد.
بنابراین مشركین احساس كردند ادامهی این سیاست، مكه را هم دچار فقر میكند و تجار مكه هم از بین میروند. یعنی همانطور كه مسلمین در شعب زیان میدیدند، تجار مكه هم زیان شدیدی را تحمل میكردند، منتها آنهایی كه داخل شعب بودند، میگفتند ما خدا را داریم، اما آنهایی كه بیرون بودند، هیچ اعتمادی به خدا نداشتند. لذا شعب و بیرون شعب مانند دو كُشتیگیر در حال مسابقه، نفسهایشان رو به اتمام بود و كسی برنده بود كه یك قدم بیشتر مقاومت میكرد. بنابراین وقتی موریانه آن كاغذ را خورد، یكباره راهی برای مشركین هم پیدا شد كه خودشان را نجات دهند.
اگر بخواهیم به جنگ بدر بپردازیم، این جنگ یك بهانهی اقتصادی داشت و آن هم مسدود كردن راه كاروان تجاری ابوسفیان بود. برخی شبهه میكنند كه پیامبر اكرم صلواتاللهعلیهوآله راه تمامی كاروآنهای مكه را میبستند. نظر شما در این باره چیست؟
نه، این یك اشتباه تاریخی است كه برخی گمان كردهاند پیامبر اكرم صلواتاللهعلیهوآله راه تجاری مردم مكه را بستند. خیر، چنین نبوده است. به این دلیل كه وقتی حضرت از جنگ احد برمیگشتند، خداوند متعال به ایشان فرمان داد كه برو و ابوسفیان را تعقیب كن و فقط هم با كسانی برو كه دیروز در جنگ فرار نكردند. همهی آنهایی كه مانده بودند، به غیر از زخمیها حدود هفتاد نفر بودند. حضرت كه از مدینه حركت كردند، در راه با كاروان تجاری «نائب بن مسعود اشجعی» ملاقات كردند كه از شام راهی مكه بود. نایب بن مسعود مشرك بود، اما پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را دوست داشت. به ایشان عرض كرد «من از این وضعیتی كه برای شما پیش آمده، خوشحال نیستم، آیا كمكی از دست من برمیآید؟» پیامبر فرمودند «در این مسیر اگر دیدی كه ابوسفیان با لشگرش به سوی ما میآید كاری كن كه برگردد و نیاید.» سؤال این است كه نایب بن مسعود عازم كجا بود؟ مكه. چه داشت؟ آذوقه. اگر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم راه تجاری اهل مكه را بسته بود، پس این كاروان چطور از مكه به شام رفت و آمد كرده بود؟
دلیل دوم نقض ادعای فوق این است كه وقتی نعیم به ابوسفیان گفت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با یك سپاه فراوان به تعقیب تو آمده است، ابوسفیان برای اینكه ایشان را از ادامهی حركت بازدارد، به یك كاروان تجاری دیگر كه از مكه راهی شام بود و بار آذوقه داشت گفت «شما وقتی پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را دیدید، بگویید كه ابوسفیان با یك لشكر به سمت شما میآید.» به آنها گفت وقتی برگشتید مكه، من بار گندم به شما میدهم. پس اگر پیامبر اكرم صلواتاللهعلیهوآله راه تمام كاروانهای مكه را میبسته بود، این كاروان چگونه میخواسته عبور كند؟ بنابراین ایشان راه كاروانی را بست كه اموال مشركین تجهیزكنندهی جنگ علیه مسلمانان در آن بود.
|