القاب و سلوک رضوی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

مشهورترين لقب امام رضا عليه السلام؟!
امام رضا

ابن طلحه مى گويد:  ... اينك سخن درباره سومين على يعنى على الرضا عليه السلام است و هر كه به دقت بنگرد براستى او را وارث ايشان مى يابد و حكم مى كند كه وى سومين على  است. ايمان و مقام و منزلتش والا و توانمندى وى گسترده و يارانش فراوان و برهانش هويدا و آشكار است تا آن جا كه مامون خليفه عباسى او را از خواص خود قرار داد و در مملكت خويش شريك ساخت و امر جانشينى خويش را به او واگذارد و دخترش را به همسرى او درآورد.

كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلي

لقب ها
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير
 مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده :
از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»
مامون گروهى از دانشمندان اديان و فقهاى شريعت و متكلمان را در چندين مجلس با آن حضرت رو به رو كرد و آن حضرت سرانجام بر همه غالب شد تا آنجا كه كسى از ايشان نماند مگر آن كه به فضل آن وجود گرامى اقرار كرد و به ناچيزى خويش ‍ اعتراف نمود
اخلاق هاي و منش امام
هر سه روز يك مرتبه قرآن را ختم مى كرد و مى فرمود: ((اگر بخواهم كمتر از سه روز ختم كنم . مى توانم ولى من هرگز بر آيه اى نمى گذرم مگر اينكه درباره آن مى انديشم و درباره شان نزولش فكر مى كنم .))

شب هنگام ، كم خواب و بيشتر روزها روزه دار بود.
در هر ماه سه روز، روزه اش ترك نمى شد. كار خير بسيار مى كرد و صدقه نهانى بسيار مى داد كه بيشتر آن در شبهاى تاريك بود. بنابراين هر كه گمان كند نظير او در فضيلت ديده است ، باور نكن .
از محمّد بن عباد نقل كرده ، مى گويد: حضرت رضا عليه السلام تابستان روى حصير و زمستان روى پلاس مى نشست ، تن پوشش جامه اى خشن بود امّا در حضور مردم با لباس آراسته ظاهر مى شد.

از اباصلت ، عبدالسلام بن صالح هروى نقل كرده كه مى گويد: من داناتر از على بن موسى الرضا عليه السلام را نديدم و هيچ عالمى هم او را نديده مگر اين كه مانند من درباره او گواهى داده است. مامون گروهى از دانشمندان اديان و فقهاى شريعت و متكلمان را در چندين مجلس با آن حضرت رو به رو كرد و آن حضرت سرانجام بر همه غالب شد تا آنجا كه كسى از ايشان نماند مگر آن كه به فضل آن وجود گرامى اقرار كرد و به ناچيزى خويش ‍ اعتراف نمود.

من از آن حضرت شنيدم كه مى گفت : ((در روضه پيامبر صلى اللّه عليه و اله مى نشستم در حالى كه بسيارى از علماى مدينه در آن جا بودند. وقتى كه يكى از آنها از حل مساله اى فرو مى ماند همگى به من اشاره مى كردند و مسائل را نزد من مى فرستادند و من جواب مى دادم .))

ابوالصلت مى گويد: محمّد بن اسحاق بن موسى از قول پدرش نقل مى كند كه موسى بن جعفر عليه السلام به پسرش مى گفت: ((اين برادر شما على بن موسى عالم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله است ، مسائل دينتان را از او بپرسيد و آنچه را كه مى گويد حفظ كنيد؛ زيرا من از پدرم جعفر بن محمّد عليه السلام شنيدم كه به من فرمود: عالم آل محمّد صلى اللّه عليه و اله در صلب تو است ، كاش من او را درك مى كردم كه او همنام اميرالمؤ منين عليه السلام است )).
ياسر، خادم حضرت مي‌گويد: «امام رضا (عليه السلام) به ما فرموده بود: "اگر بالاي سرتان ايستادم (و شما را براي کاري طلبيدم) و شما مشغول غذا خوردن بوديد بر نخيزيد تا غذايتان تمام شود. به همين جهت بسيار اتفاق مي‌افتاد که امام ما را صدا مي‌کرد و در پاسخ او مي‌گفتند: "به غذا خوردن مشغولند." و آن گرامي مي‌فرمود: "بگذاريد غذايشان تمام شود"



خصوصيات اخلاقي و زهد و تقواي آن حضرت به گونه‌اي بود که حتي دشمنان خويش را نيز شيفته و مجذوب خود کرده بود. با مردم در نهايت ادب تواضع و مهرباني رفتار مي‌کرد و هيچ گاه خود را از مردم جدا نمي‌نمود.

يکي از ياران امام مي‌گويد: "هيچ گاه نديدم که امام رضا (عليه السلام) در سخن بر کسي جفا ورزد و نيز نديدم که سخن کسي را پيش از تمام شدن قطع کند. هرگز نيازمندي را که مي‌توانست نيازش را برآورده سازد رد نمي‌کرد در حضور ديگري پايش را دراز نمي‌فرمود. هرگز نديدم به کسي از خدمتکارانش بدگويي کند. خنده او قهقهه نبود بلکه تبسم مي‌فرمود. چون سفره غذا به ميان مي‌آمد، همه افراد خانه حتي دربان و مهتر را نيز بر سر سفره خويش مي‌نشاند و آنان همراه با امام غذا مي‌خوردند. شبها کم مي‌خوابيد و بسياري از شبها را به عبادت مي‌گذراند. بسيار روزه مي‌گرفت و روزه سه روز در ماه را ترک نمي‌کرد. کار خير و انفاق پنهان بسيار داشت. بيشتر در شبهاي تاريک، مخفيانه به فقرا کمک مي‌کرد." يکي ديگر از ياران ايشان مي‌گويد: "فرش آن حضرت در تابستان حصير و در زمستان پلاسي بود. لباس او در خانه درشت و خشن بود، اما هنگامي که در مجالس عمومي شرکت مي‌کرد، خود را مي‌آراست (لباسهاي خوب و متعارف مي‌پوشيد). شبي امام ميهمان داشت، در ميان صحبت چراغ ايرادي پيدا کرد، ميهمان امام دست پيش آورد تا چراغ را درست کند، اما امام نگذاشت و خود اين کار را انجام داد و فرمود: "ما گروهي هستيم که ميهمانان خود را به کار نمي‌گيريم
امام رضا

شخصي به امام عرض کرد: "به خدا سوگند هيچکس در روي زمين از جهت برتري و شرافت اجداد، به شما نمي‌رسد." امام فرمودند:" تقوي به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگار، آنان را بزرگوار ساخت."

مردي از اهالي بلخ مي‌گويد: "در سفر خراسان با امام رضا (عليه السلام) همراه بودم. روزي سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران حتي سياهان را بر آن سفره نشاند تا همراه ايشان غذا بخورند. من به امام عرض کردم: "فدايت شوم بهتر است اينان بر سفره‌اي جداگانه بنشينند." امام فرمود: "ساکت باش، پروردگار همه يکي است. پدر و مادر همه يکي است و پاداش هم به اعمال است"

ياسر، خادم حضرت مي‌گويد: «امام رضا (عليه السلام) به ما فرموده بود: "اگر بالاي سرتان ايستادم (و شما را براي کاري طلبيدم) و شما مشغول غذا خوردن بوديد بر نخيزيد تا غذايتان تمام شود. به همين جهت بسيار اتفاق مي‌افتاد که امام ما را صدا مي‌کرد و در پاسخ او مي‌گفتند: "به غذا خوردن مشغولند." و آن گرامي مي‌فرمود: "بگذاريد غذايشان تمام شود"

يکبار غريبي خدمت امام رسيد و سلام کرد و گفت: "من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم. از حج بازگشته‌ام و خرجي راه را تمام کرده‌ام اگر مايليد مبلغي به من مرحمت کنيد تا خود را به وطنم برسانم و در آنجا معادل همان مبلغ را صدقه خواهم داد زيرا من در شهر خويش فقير نيستم و اينک در سفر نيازمند مانده‌ام." امام برخاست و به اطاقي ديگر رفت و از پشت در دست خويش را بيرون آورد و فرمود: "اين دويست دينار را بگير و توشه راه کن و لازم نيست که از جانب من معادل آن صدقه دهي."
از محمّد بن عباد نقل كرده ، مى گويد: حضرت رضا عليه السلام تابستان روى حصير و زمستان روى پلاس مى نشست ، تن پوشش جامه اى خشن بود امّا در حضور مردم با لباس آراسته ظاهر مى شد

آن شخص نيز دينارها را گرفت و رفت. از امام پرسيدند: "چرا چنين کرديد که شما را هنگام گرفتن دينارها نبيند؟" فرمود: "تا شرمندگي نياز و سوال را در او نبينم."

امامان معصوم و گرامي ما در تربيت پيروان و راهنمايي ايشان تنها به گفتار اکتفا نمي‌کردند و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ويژه اي مبذول مي‌داشتند.

يکي از ياران امام رضا (عليه السلام) مي‌گويد: «روزي همراه امام به خانه ايشان رفتم. غلامان حضرت مشغول بنايي بودند. امام در ميان آنها غريبه‌اي ديد و پرسيد: "اين کيست؟" عرض کردند: "به ما کمک مي‌کند و به او دستمزدي خواهيم داد." امام فرمود: "مزدش را تعيين کرده‌ايد؟" گفتند: "نه هر چه بدهيم مي‌پذيرد." امام برآشفت و به من فرمود: "من بارها به اينها گفته‌ام که هيچکس را نياوريد مگر آنکه قبلا مزدش را تعيين کنيد و قرارداد ببنديد. کسي که بدون قرارداد و تعيين مزد، کاري انجام مي‌دهد، اگر سه برابر مزدش را بدهي باز گمان مي‌کند مزدش را کم داده‌اي ولي اگر قرارداد ببندي و به مقدار معين شده بپردازي از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل کرده‌اي و در اين صورت اگر بيش از مقدار تعيين شده چيزي به او بدهي، هر چند کم و ناچيز باشد؛ مي‌فهمد که بيشتر پرداخته‌اي و سپاسگزار خواهد بود.

خادم حضرت مي‌گويد: «روزي خدمتکاران ميوه‌اي مي‌خوردند. آنها ميوه را به تمامي نخورده و باقي آنرا دور ريختند. حضرت رضا (عليه السلام) به آنها فرمود: "سبحان الله اگر شما از آن بي‌نياز هستيد، آنرا به کساني که بدان نيازمندند بدهيد."»

 
. نظر شما پس از تایید نمایش داده میشود.
لطفا نظر خود را فقط در رابطه با مطلب بالا ارایه دهید .