آمار بازدید کنندگان

امروز159
دیروز343
کل بازدیدها93507
فرار براي شنا كردن-خاطره اي از عظيم سليماني نژاد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

اردوی نوروزي سال1383 (منطقه ميانه)  بود و من سرگروه گروه روح ا... بودم. طبق برنامه قراربود صبح روز دوم برنامه كوهپيمايي همگاني داشته باشيم و اجراي آن برعهده گروه ما بود. صبح زود بچه هاي گروه را يكي يكي  بیدار کردم بعد از نماز و صبحانه، هرچه كردم  احمد وفایی بيدار نشد فقط با صدای گرفته می‌گفت :آخ کمرم...

تمام بچه‌های جلسه آماده شدند و آقای هدایتی(مسئول جلسه) بچه‌هارو برای رفتن بالای کوه راهی می‌کرد، دیدم چندتا از بچه‌های گروه از جمله مجید قنبری، رضا دانشیار، حسین نجف سلیم، محمد طحانیان دزفولی، محمدرسول کاج و فرهاد بازاری نیا - که از گروه جندالله بود- يواشكي از ديگر بچه‌ها جدا شدند و به راه ديگري رفتند.  من هم به بهانه بيدارکردن احمد وفایی از خواب، مقداري  معطل کردم تا بچه‌هاي جلسه  از چادرها دور شدند و بلافاصله یواشکی به سمت اين گروه رفتم و دور از چشم آقای هدایتی، احمد را با درد کمرش تنها گذاشتم و با بچه‌ها پا به فرار گذاشتیم بدون اینکه ذره ای به این فکر کنیم که برنامه كوهپيمايي امروز بر عهده گروه ما بود!.

نزدیک محل استقرار چادرها رودخانه‌اي بود که از بالاتر می‌آمد بچه‌ها گفتند ما می‌خواهیم برویم شنا کنیم. لذا مسیر آب رودخانه را دنبال کردیم تا به جایی که آب عمیقی داشت رسیدیم و مشغول شنا کردن و ماهی گرفتن شدیم.

مشغول ماهی گرفتم بودم که ناگهان یک ماهی به قلاب من گیر کرد از بس خوشحال شدم طاقت نياوردم ماهی را از آب بیرون بیاورم و به دنبال آن شیرجه رفتم و ماهی فرار کرد.خلاصه تقریبا تا 2 بعد از ظهر شنا کردیم و تازه یادمان آمد که گرسنه هستیم و مسئولین هم از ما خبر ندارند. پس به راه افتادیم تا به چادرها رسیدیم.

وقتی به چادرها رسیدیم ناهار را خورده بودند وقتی آقای هدایتی چشمش به ما افتاد هرکدام یک طرف فرار کردیم.آقای هدایتی به علی معینی که مسئول تدارکات اردو بود دستور داده بود که به ما چند نفر ناهار ندهند . ولی از آنجایی که من با علی معینی خیلی صمیمی بودم یواشکی از او ناهار گرفتیم و خوردیم و تا شب آن روز تظاهر به گرسنگی کردیم که دلشان برای ما بسوزد  غافل از اینکه ما بیشتر از تمام بچه‌های دیگر غذا خورده بودیم.

در آخر اردو از نظر امتیاز بندی گروه ما بیشترین امتیاز را كسب كرد! ولی به ازای  5 نفرمان که آن روز فرار کرده بودیم هر كدام نیم نمره از امتیازمان کسرشد و باعث شد که گروه ما بين 5 تا گروه جلسه دوم شود.

ما در آن اردو تمام مسابقات را اول شدیم از جمله: شطرنج توسط احمد وفایی، فوتبال با درخشش رضا دانشیار، آمادگی جسمانی و دوي سرعت با آمادگی این حقیر و  پخت نان تنوری که توسط تمامي اعضاي گروهمان انجام شد.

خاطره اي از عظيم سليماني نژاد

90/6/10

 

 
. نظر شما پس از تایید نمایش داده میشود.
لطفا نظر خود را فقط در رابطه با مطلب بالا ارایه دهید .